شش خطی 63
تکمیل شده، دوران پس از پایان (Ji Ji)

اسامی دیگر:

پس از اتمام، نماد آنچه هم اکنون پایان یافته، قبلاً عبور شده است، قبلاً کامل شده است، تسویه شده، ماموریت انجام شده، وظایف انجام شده، پس از پایان، وضعیت اوج

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 63 - تکمیل شده، دوران پس از پایان (Ji Ji) از جدول یی چینگ

واکاوی و توضیح:

واژه‌شناسی و مفهوم کلیدی (Ji Ji)

معنای اصلی «جیِ» نخست، پایان یک وعدهٔ غذایی بوده است. این معنا بعدها به «از پیش» یا «پایان‌یافته» گسترش یافت. «جیِ» دوم، در اصل به معنای «عبور از رودخانه» بوده است. به این ترتیب، عبور از رودخانه — یا آنچه در حال انجامش بوده‌ایم — به پایان رسیده و اکنون در دوران پس از تکمیل این فرآیند هستیم.
از این رو هدف اصلی، پیشگیری از بازگشت به بی‌نظمی و مراقبت از دستاوردها است، حتی اگر جزئیاتی برای تکمیل نهایی باقی مانده باشد. بنابراین، فرد باید متعادل بماند و زمان درست برای اقدام یا عقب‌نشینی را درک کند.

ساختارشناسی: آتش (☲) در پایین، آب (☵) در بالا

بر اساس هستی‌شناسی ای‌جینگ، آفرینش شش سطح دارد و سطوح فردِ آنْ (خط‌های فرد: ۱، ۳، ۵) جایگاه روشنایی و سطوح زوج (خط‌های زوج: ۲، ۴، ۶) جایگاه تاریکی هستند. علاوه بر این، خط اول با چهارم، دوم با پنجم و سوم با ششم رابطه دارد. متضاد بودن خطوط در این سه جفت، نشان دهنده‌ی رابطه‌ی درست میان آن‌ها است. (مانند ینگ اول و یین چهارم که رابطه‌ی درستی برقرار می‌کنند.)

از این رو در این شش‌خطی، تمام خطوط در جایگاه درست خود قرار گرفته‌اند و به درستی به یکدیگر پاسخ می‌دهند. بنابراین، این شش‌خطی نمایانگر «تعادل کامل»، «تحقق کامل»، «هماهنگی کامل» و «درستی مطلق» است.

اما از آنجا که نقطهٔ اوج همواره شکننده‌ترین لحظه و نقطهٔ تغییر است، نیازمند بیشترین آمادگی و احتیاط می‌باشد. از این رو اصلی‌ترین آسیب پس از پایان یک ماجرا، رها کردن امور به حال خود است.

مفهوم «خوف و رجا» (ترس و امید) در اسلام بر همین اساس عمل می‌کند تا فرد دچار عدم تعادل و خروج از مسیر درست نشود. از این رو می‌تواند در امنیت، خطر را فراموش نکند، در زندگی از مرگ غافل نشود و در نظم، امکان آشوب را در نظر داشته باشد؛ اینگونه آماده‌ی هر پیشامدی است. می‌توان گفت عدم آمادگی، ریشه‌ی تمام بداقبالی‌ها است، زیرا با آمادگی، بداقبالی نیز به فرصتی سازنده و خوش‌اقبالی تبدیل می‌شود.
عدم آمادگی نیز به معنای گم شدن در ذهن، غافل شدن و از دست دادن تعادل است. غفلت و گم شدن در ذهن به معنای مستقر نبودن در جسم است؛ از دست دادن تعادل به معنای نبود بینش درست و تمرکز کافی است.

ترکیب آتش در پایین و آب در بالا نشان می‌دهد فرد، پس از پیمودن مسیر کاملِ این شش سطح، در شش سفر ده‌گانه (که بنیان شکل‌گیری ای‌جینگ و سفر زندگی است)، به پاکی «آب» و درخشش «آتش» دست یافته و همه چیز در جای درست خود قرار می‌گیرد. این نیز همان «صدق و صفا» در عرفان اسلامی است.

ویژگی‌های روانی-عملکردی:

آتش در پایین، نمایانگر شفافیت و فهم درستی است که از پاکی و پذیرش سرچشمه می‌گیرد. این به فرد امکان می‌دهد اراده‌ای پاک، آرام و روشن داشته باشد. آب در بالا، نماد ایمان قلبی، نگاه توحیدی و بینش درستی است که صادقانه استقامت می‌ورزد و بی‌ملاحظه نمی‌شود.
این دو در کنار هم، فرد را قادر می‌سازند به درستی ادامه دهد، سکون و حرکت را در زمان مناسب به کار بندد و آنچه به دست آمده را پالایش کرده و حفظ کند.

در این فرآیند، شاهد حالت‌های گوناگون سکون و حرکت هستیم:

قدرتی که خویشتن‌داری می‌کند، پذیرش و سکونی که در زمان از دست دادن داشته‌ها، تعادل و آرامش خود را حفظ می‌کند تا آنچه از دست رفته در زمان مناسب به او بازگردد، قدرتی که به تلاش خستگی ناپذیر برای تکمیل فرآیند و حفظ دستاورد ادامه می‌دهد، پذیرش و تمرکزی که با دقت و استقامت به اقدامات پیشگیرانه می‌پردازد، قدرتی که به جای تکیه بر خود، بر صداقتش تکیه می‌کند و در آخر، ضعفی که پذیرش درستی ندارد، نامتعادل شده و در زمان نامناسب پیش می‌رود.

سیر معنایی:

پس از شش‌خطی ۶۱ و ۶۲، نفْسْ پاک و آگاه شده است. اینگونه، فرد شیوهٔ آتش و آب را به خوبی فراگرفته و می‌تواند هر چیز را در جای درست خود قرار دهد.

تأمل بیشتر در مورد هستی‌شناسی مطرح‌شده:

این هستی‌شناسی شش‌سطحی، میان مکاتب الهی اصیل مشترک است و منحصر به ای‌جینگ نیست. در قرآن، آیاتی که می‌فرمایند : «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ» به همین شش‌سطحی بودن آفرینش اشاره دارند (واژهٔ «أیَّام» در اینجا اغلب به اشتباه به «روزها» ترجمه می‌شود، در حالی که معنای حقیقی آن «سطوح» یا «دوران» است. طبیعتاً در طول فرآیند آفرینش، روزْ به معنای مرسومْ وجود نداشته است.)

همچنین، شش آیهٔ نخست سورهٔ شمس به جاگیری درست روشنایی و تاریکی در این شش سطح می‌پردازد:

۱- ینگ: خورشید و روشنایی آن
۲- یین: ماه و پیروی‌اش از روشنایی
۳- ینگ: روز و گسترانیدن روشنایی
۴- یین: شب و دربرگیرندگی همواره‌ی تاریکی (زمین به صورت طبیعی تاریک است، مگر نور داشته باشد)
۵- ینگ: آسمان، و آنچه بنا کرد، یا آنکه آفریدش
۶- یین: زمین، و گستردگی‌اش، یا آنکه آن را گسترانید

آیهٔ هفتم — «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا» — که به سطح هفتم می‌پردازد، به نفْسْ، آنچه از این نفْس به وجود آمد و آنکه آن را چنین آفریده سوگند می‌خورد.
این «نفْس» همان انسان کامل است که برتر از آن شش سطح قرار گرفته است؛ همان «احد مجازی» (نفس اول، عقل اول، صادر اول) که اولین مخلوق «احد حقیقی» است و همه چیز از او به وجود آمده است. روایاتی از پیامبر اکرم و ائمه که می‌گویند «أول ما خلق الله النور» یا «العقل»، اشاره به همین حقیقت اولیه و بنیادین دارند.

این سطح هفتم همان «ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ (پرداختن به عرش و آنچه در سطح هفتم بر تخت نشسته)» در آیه‌ی «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ» است.

شش چاکرای درون بدن و چاکرای هفتم که بالای سر قرار گرفته نیز هماهنگ با همین ساختار است.


معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

این شش‌خطی تکامل یافته‌ی شش‌خطی «صلح و هماهنگی» است. گذار از بی‌نظمی به نظم کامل شده و همه چیز، حتی در جزئی‌ترین چیزها در جای مناسبش قرار گرفته است. خطوط قوی در جایگاه قوی، و خطوط ضعیف در جایگاه ضعیف قرار گرفته‌اند. این نمایی بسیار دلچسب در عین دلیلی برای تأمل به دست می‌دهد. چون دقیقاً زمانی که تعادلی بی‌نقص حاصل شود، هر حرکتی می‌تواند نظم آن را به بی‌نظمی تبدیل کند. خط قدرتمند اولی که به بالا حرکت کرده، گرچه نظم کاملی (حتی) در جزییات به دست می‌دهد، توسط سایر خطوط دنبال می‌شود و از این رو هر خط به سمت جایگاه طبیعی خود می‌رود و اینگونه، ناگهان با شش‌خطی ۱۲«رکود و پوسیدگی» روبرو می‌شویم.(که سه خط کامل در بالا و سه خط شکسته در پایین دارد.) بنابراین شش‌خطی حاضر وضعیتی از دوران اوج را نمایش می‌دهد که به بیشترین حد احتیاط احتیاج دارد.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

«پس از تکمیل». موفقیت در چیزهای کوچک. درست و محکم ادامه دادن هماهنگ و سودمند است. در ابتدا خوش اقبالی. در پایان بی‌نظمی.

دگرگونی به پایان خود رسیده و تنها جزییات و موارد کوچک باقی مانده است. علیرغم این کامل شدن، به هرحال، باید مراقب باشید. در اینجا همه چیز به خودی خود پیش می‌رود و این می‌تواند شما را وسوسه کند تا دست روی دست گذاشته و اجازه دهید چیزها به خودیِ خودْ پیش روند. بی‌تفاوتی‌ ریشه‌ی تمام تباهی‌ها در طول تاریخ است. می‌توانید تمدن‌هایی را به یاد آورید که پس از رسیدن به اوج شکوه، با بی‌تفاوتی و بی‌مسئولیتی، جامعه‌ی خود را به تباهی و فروپاشی برده‌اند. کسی که این قانون را درک کند محکوم به تباهی نیست و می‌تواند با استقامت داشتن و مراقبت بی‌وقفه، از این فساد و تباهی جلوگیری کند.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

آب روی آتش: نگاره‌ی وضعیتِ «پس از تکمیل». به همین دلیل انسان برتر هنگام پیش رفتن، بداقبالی را در نظر می‌گیرد و خود را در مقابل آن مسلح می‌کند.

وقتی آب روی آتش است، ریختن آب روی آتش باعث خاموش شدن آتش می‌شود؛ همچنین آتش زیاد آب را تبخیر می‌کند و دیگر نمی‌توان از نیروی آن مثلا به عنوان نیروی بخار استفاده کرد؛ پس رابطه‌ی آب و آتش به هماهنگ باقی ماندن و مراقبت دقیق نیاز دارد تا از تعادل خارج نشود، چون در غیر اینصورت سودی ندارد و اوضاع به هم می‌ریزد. در زندگی نیز به همین شکل وقتی همه‌‌ی نیروها در تعادل هستند و با هماهنگی کار می‌کنند، لازم است دقت کرد و مراقب بود تا خطرات و آسیب‌های ممکن را شناخت و با آمادگی و مراقبت پیوسته، از آن به سلامت گذشت، چون در غیر اینصورت همه چیز می‌تواند به هم بریزد.

گفتارهای شش خطی 63

ییمینگ: وقتی جستجوگران دائو به مرحله‌ای می‌رسند که ینگ را از آب گرفته و یین را در آتش پُر می‌کنند—تا آب و آتش یکدیگر را متعادل سازند—خوش‌اقبالی است که پس از تلاش و کوشش بی‌حد، به این موفقیت دست یابند؛ سپس وقتی آن را به‌درستی مهر و موم کنند و در برابر خطر محافظت کنند، کارِ دشوار را کامل می‌کنند. در غیر این‌صورت، اگر سستی کنند و دست از کار بکشند، فرایند پختگی منحرف شده، آنچه را که استوار شده بود، دوباره ناآرام می‌سازد، و آنچه را که به‌دست آمده بود، از کف می‌دهند. بنابراین، تلاش و رها کردن تلاش باید مطابق زمان مناسب به‌کار گرفته شوند. دستاورد نهایی، زمانی است که بودن و نبودن یکی شوند، تهی‌بودن و پُری هر دو دربرگرفته شوند، و جوهر و زندگی هر دو درک شوند.
 

تجربه‌ها و سوالات 63

من فردا نرم چی میشه

متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

چرخ گاری او می‌شکند.
دم او در آب خیس می‌شود.
سرزنشی نیست.

تفسیر خط اول

در زمان دنبال کردن و ایجاد دگرگونی‌های بزرگ، همه چیز با فشار به سمت ایجاد شدن و پیش رفتن می‌رود. اما این فشار آوردن در ابتدای کار خوب نیست. این تلاش‌های بیش از حد و اضافی منجر به از دست دادن و فروپاشی می‌شود از این رو انسانی که شخصیت قوی دارد اجازه نمی‌دهد این شیوه‌ی مسموم روی او اثر بگذارد و هر از چند گاهی به پشت سر خود نگاه می‌کند تا مسیر خود را بررسی کنید. هرچند ممکن است نتایج مخرب این فشارهای عمومی روی او نیز تأثیر بگذارد؛ ولی چون رفتار درستی داشته است، رنج و آسیب خاصی به او نمی‌رسد.

خط دوم:

زن پرده‌پوش ارابه‌اش را از دست می‌دهد.
به دنبال آن ندوید؛
در روز هفتم آن را بدست خواهید آورد.

تفسیر خط دوم

وقتی زنی در کالسکه‌ی خود بیرون می‌رود، کالسکه پرد‌ه‌ای دارد که او را از نگاه‌های کنجکاوانه پنهان می‌کند. بیرون رفتن بدون آن، اگر پرده گم شود، مبادی آداب در نظر گرفته شده است. پیاده کردن آن در زندگی اجتماعی، یعنی فردی می‌خواهد به چیزی برسد ولی اعتماد مسئولانی که به آن‌ها نیاز دارد را به بهانه‌ی حفاظت از خود او به دست نمی‌آورد. مخصوصاً در زمان «پس از تکمیل» این می‌تواند اتفاق بیفتد که کسانی که به قدرت می‌رسند خودسر و متکبر می‌شوند و دیگر خود را برای پرورش استعداد‌های تازه به دردسر نمی‌اندازند. این یک قانون در رسیدن به شغل یا مقام است. اگر مافوق فرد به او اعتماد نکند، او به دنبال راه‌ها و کارهایی است که اعتماد و توجه او به خود را به دست آورد. به ما در مقابل چنین رویکرد حقیرانه‌ای اخطار داده شده است: «به دنبال آن نباشید». خود را خوار و خفیف نکنید، بلکه با آرامش صبر کنید و ارزش شخصی خود را با تلاش خودتان گسترش دهید. زمان می‌گذرد. وقتی ششمین سطح از این شش‌خطی پایان یافت، دوران تازه‌ای طلوع می‌کند. به طوری که آنچه برای فرد است نمی‌تواند برای همیشه از دست رود. تنها کافی است بتواند صبر کند.

خط سوم:

نیاکان نامدار، کشور شیطانی را تحت فرمان می‌آورند.
پس از سه سال بر آن پیروز می‌شود.
انسان‌های فرودست نباید به کار گرفته شوند.

تفسیر خط سوم

«نیاکان نامدار» عنوان امپراطور هوو تینگ از سلسله‌ی یین است. او پس از سامان دادن به قلمرو خود ببا دستان قدرتمندش، جنگ‌های استعماری طولانی برای غلبه بر سلسله‌ی «هان» که مناطق شمالی را در اختیار داشتند و تهدیدی دائمی به حساب می‌آمدند به راه انداخت. وضعیت توصیف شده به شرح زیر است. پس از زمان کامل شدن، وقتی قدرت تازه‌ای ظهور می‌کند، همه چیز در کشور نظم می‌گیرد. دورانی از کشور گشایی به طور اجتناب ناپذیری به دنبال آن می‌آید. سپس مقابله با کشمکش‌های طولانی مدت همچون قانونی نانوشته است. به همین دلیل، سیاست درست کشور داری بسیار مهم است. سرزمینی که با چنین بهای تلخی به دست آمده نباید صدقه‌ای باشد برای کسانی که در خانه‌ی خود هم جایی ندارند، ولی تصور می‌شود برای کشور به اندازه‌ی کافی خوب هستند. چنین سیاستی در همان ابتدا هر شانسی برای موفقیت را از بین می‌برد. این در مسائل کوچک به اندازه‌ی مسائل بزرگ درست است، چون این تنها یک کشور تازه تأسیس نیست که نیاز به پیاده سازی سیاست‌ برای اداره‌ی سرزمین خود دارد؛ شوق گسترش یافتن، با خطرات همراهش، بخشی جدا نشدنی از هر فعالیت جاه طلبانه است.

خط چهارم:

بهترین لباس هم ژنده می‌شود.
تمام طول روز مراقب باشید.

تفسیر خط چهارم

در زمان شکوفایی تمدن، گاه به گاه فساد یا پلیدیِ پنهانی آشکار می‌شود که توجه همه را به خود جلب می‌کند. اما از آنجا که وضعیت به طور کلی پسندیده و دلخواه است، چنین شرارت‌هایی به راحتی برطرف شده و از سطح جامعه پاک می‌شود. سپس همه‌ چیز فراموش شده، و صلح و آرامش بار دیگر حاکم می‌شود. به هر حال، عاقلانه این است که در هنگام بروز چنین پیش آمدهای نامبارکی گلایه نکرد. این تنها راه پاک کردن نتایج بد است.

خط پنجم:

همسایه‌ی شرقی که گاو نری قربانی کرد،
به اندازه‌ی همسایه‌‌ی غربی شادمان نشد که پیشکشی کوچک داشت.

تفسیر خط پنجم

رویکردهای مذهبی مانند سایر چیزها تحت تأثیر فضای روحانی زمان «پس از تکمیل» قرار می‌گیرد. در پرستش خداوند شیوه‌های ساده‌ی کهن با مراسم ترقی یافته‌ای جایگزین می‌شود که ظاهر بیرونی بزرگتری دارد. اما این نمایش بزرگ درون حقیقی ندارد؛ هوس‌ها و تمایلات انسانی جای تبعیت خدمتگزارانه از اراده‌ی خداوند را گرفته است. به هر حال، در حالی که مردم آنچه در مقابل چشمانشان است را می‌بینند، خداوند به قلب می‌نگرد. از این رو پیشکشی ساده و از روی پارسایی برکت بزرگتری دارد تا کارهای چشمگیری که اینگونه نیست.

خط ششم:

تا بالای سرش به زیر آب می‌رود.
خطر.

تفسیر خط ششم

در نتیجه‌گیری این خط اخطاری اضافه شده است. پس از عبور از جریان، سر فرد تنها در صورتی می‌تواند زیر آب رود که آنقدر مغرور باشد که برگردد. تا زمانی که او پیش رود و به پشت سر نگاه نکند، از خطر فرار می‌کند. اما شیفتگی خاصی در ایستادن و نگاه کردن به خطراتی که به آن‌ها غلبه شده وجود دارد. به هر حال، چنین از خود شیفتگی مغرورانه‌ای بداقبالی به بار می‌آورد. این کار فقط منجر به خطر می‌شود، و اگر فرد در آخر تصمیم نگیرد بدون توقف به پیش رود، به دام خطر خواهد افتاد.