واژهشناسی و مفهوم کلیدی (Ji Ji)
معنای اصلی «جیِ» نخست، پایان یک وعدهٔ غذایی بوده است. این معنا بعدها به «از پیش» یا «پایانیافته» گسترش یافت. «جیِ» دوم، در اصل به معنای «عبور از رودخانه» بوده است. به این ترتیب، عبور از رودخانه — یا آنچه در حال انجامش بودهایم — به پایان رسیده و اکنون در دوران پس از تکمیل این فرآیند هستیم.
از این رو هدف اصلی، پیشگیری از بازگشت به بینظمی و مراقبت از دستاوردها است، حتی اگر جزئیاتی برای تکمیل نهایی باقی مانده باشد. بنابراین، فرد باید متعادل بماند و زمان درست برای اقدام یا عقبنشینی را درک کند.
ساختارشناسی: آتش (☲) در پایین، آب (☵) در بالا
بر اساس هستیشناسی ایجینگ، آفرینش شش سطح دارد و سطوح فردِ آنْ (خطهای فرد: ۱، ۳، ۵) جایگاه روشنایی و سطوح زوج (خطهای زوج: ۲، ۴، ۶) جایگاه تاریکی هستند. علاوه بر این، خط اول با چهارم، دوم با پنجم و سوم با ششم رابطه دارد. متضاد بودن خطوط در این سه جفت، نشان دهندهی رابطهی درست میان آنها است. (مانند ینگ اول و یین چهارم که رابطهی درستی برقرار میکنند.)
از این رو در این ششخطی، تمام خطوط در جایگاه درست خود قرار گرفتهاند و به درستی به یکدیگر پاسخ میدهند. بنابراین، این ششخطی نمایانگر «تعادل کامل»، «تحقق کامل»، «هماهنگی کامل» و «درستی مطلق» است.
اما از آنجا که نقطهٔ اوج همواره شکنندهترین لحظه و نقطهٔ تغییر است، نیازمند بیشترین آمادگی و احتیاط میباشد. از این رو اصلیترین آسیب پس از پایان یک ماجرا، رها کردن امور به حال خود است.
مفهوم «خوف و رجا» (ترس و امید) در اسلام بر همین اساس عمل میکند تا فرد دچار عدم تعادل و خروج از مسیر درست نشود. از این رو میتواند در امنیت، خطر را فراموش نکند، در زندگی از مرگ غافل نشود و در نظم، امکان آشوب را در نظر داشته باشد؛ اینگونه آمادهی هر پیشامدی است. میتوان گفت عدم آمادگی، ریشهی تمام بداقبالیها است، زیرا با آمادگی، بداقبالی نیز به فرصتی سازنده و خوشاقبالی تبدیل میشود.
عدم آمادگی نیز به معنای گم شدن در ذهن، غافل شدن و از دست دادن تعادل است. غفلت و گم شدن در ذهن به معنای مستقر نبودن در جسم است؛ از دست دادن تعادل به معنای نبود بینش درست و تمرکز کافی است.
ترکیب آتش در پایین و آب در بالا نشان میدهد فرد، پس از پیمودن مسیر کاملِ این شش سطح، در شش سفر دهگانه (که بنیان شکلگیری ایجینگ و سفر زندگی است)، به پاکی «آب» و درخشش «آتش» دست یافته و همه چیز در جای درست خود قرار میگیرد. این نیز همان «صدق و صفا» در عرفان اسلامی است.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
آتش در پایین، نمایانگر شفافیت و فهم درستی است که از پاکی و پذیرش سرچشمه میگیرد. این به فرد امکان میدهد ارادهای پاک، آرام و روشن داشته باشد. آب در بالا، نماد ایمان قلبی، نگاه توحیدی و بینش درستی است که صادقانه استقامت میورزد و بیملاحظه نمیشود.
این دو در کنار هم، فرد را قادر میسازند به درستی ادامه دهد، سکون و حرکت را در زمان مناسب به کار بندد و آنچه به دست آمده را پالایش کرده و حفظ کند.
در این فرآیند، شاهد حالتهای گوناگون سکون و حرکت هستیم:
قدرتی که خویشتنداری میکند، پذیرش و سکونی که در زمان از دست دادن داشتهها، تعادل و آرامش خود را حفظ میکند تا آنچه از دست رفته در زمان مناسب به او بازگردد، قدرتی که به تلاش خستگی ناپذیر برای تکمیل فرآیند و حفظ دستاورد ادامه میدهد، پذیرش و تمرکزی که با دقت و استقامت به اقدامات پیشگیرانه میپردازد، قدرتی که به جای تکیه بر خود، بر صداقتش تکیه میکند و در آخر، ضعفی که پذیرش درستی ندارد، نامتعادل شده و در زمان نامناسب پیش میرود.
سیر معنایی:
پس از ششخطی ۶۱ و ۶۲، نفْسْ پاک و آگاه شده است. اینگونه، فرد شیوهٔ آتش و آب را به خوبی فراگرفته و میتواند هر چیز را در جای درست خود قرار دهد.
تأمل بیشتر در مورد هستیشناسی مطرحشده:
این هستیشناسی ششسطحی، میان مکاتب الهی اصیل مشترک است و منحصر به ایجینگ نیست. در قرآن، آیاتی که میفرمایند : «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ» به همین ششسطحی بودن آفرینش اشاره دارند (واژهٔ «أیَّام» در اینجا اغلب به اشتباه به «روزها» ترجمه میشود، در حالی که معنای حقیقی آن «سطوح» یا «دوران» است. طبیعتاً در طول فرآیند آفرینش، روزْ به معنای مرسومْ وجود نداشته است.)
همچنین، شش آیهٔ نخست سورهٔ شمس به جاگیری درست روشنایی و تاریکی در این شش سطح میپردازد:
۱- ینگ: خورشید و روشنایی آن
۲- یین: ماه و پیرویاش از روشنایی
۳- ینگ: روز و گسترانیدن روشنایی
۴- یین: شب و دربرگیرندگی هموارهی تاریکی (زمین به صورت طبیعی تاریک است، مگر نور داشته باشد)
۵- ینگ: آسمان، و آنچه بنا کرد، یا آنکه آفریدش
۶- یین: زمین، و گستردگیاش، یا آنکه آن را گسترانید
آیهٔ هفتم — «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا» — که به سطح هفتم میپردازد، به نفْسْ، آنچه از این نفْس به وجود آمد و آنکه آن را چنین آفریده سوگند میخورد.
این «نفْس» همان انسان کامل است که برتر از آن شش سطح قرار گرفته است؛ همان «احد مجازی» (نفس اول، عقل اول، صادر اول) که اولین مخلوق «احد حقیقی» است و همه چیز از او به وجود آمده است. روایاتی از پیامبر اکرم و ائمه که میگویند «أول ما خلق الله النور» یا «العقل»، اشاره به همین حقیقت اولیه و بنیادین دارند.
این سطح هفتم همان «ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ (پرداختن به عرش و آنچه در سطح هفتم بر تخت نشسته)» در آیهی «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ» است.
شش چاکرای درون بدن و چاکرای هفتم که بالای سر قرار گرفته نیز هماهنگ با همین ساختار است.
گفتارهای شش خطی 63