واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
در زبان چینی، تلفظ این حرف به صورت «بائو» به معنای پوستکندن—مانند پوست کندن میوه—است. اما وقتی «بو» تلفظ شود، معنای آن به پوسیدگی، خوردگی یا فروپاشی تغییر مییابد. این مفهوم در مورد یک کوه، نمایانگر رانش زمین است و در جامعهٔ انسانی، نماد فرآیند انحطاط یا فروپاشی یک ساختار اجتماعی است.ایدهنگار «بو» از دو بخش تشکیل شده است: بخش اصلی در سمت راست، تصویر یک سلاح قدیمی (چاقو) به نام «دائو» است. بخش سمت چپ در اصل، نشاندهندهٔ تلفظ «بو» بود که بعدها با حرف «لو»ــ نام شمشیر شاهونــ جایگزین شد. «لو» همچنین به معنای یک قطعه چوب کندهکاریشده است. در کنار هم، این دو تصویر عمل کندهکاری و تراشیدن را نمایان میسازند.
از این رو، مفهوم اصلی این واژه رها شدن از چیزهای نامناسب، پوستاندازی، و صیقلی یافتن است.
ساختارشناسی: زمین در پایین، کوه در بالا
در ساختار این نماد، پنج خط تاریک (یین) در حال پیشروی و بالا آمدن هستند و تنها یک خط روشن (ینگ) در بالا باقی مانده است. این صحنه، غلبهٔ نیروی تاریکی بر روشنایی و معنای ظاهری فروپاشی را نشان میدهد. تاریکی در اینجا نماد افکار و احساسات دنیوی، خصمانه، پست و مخرب است که میتواند هم در درون و هم در بیرون تجربه شود. این فرآیند در وضعیتهای دیگر (مانند ۴۴، ۳۳ و ۱۲) نیز قابل مشاهده است، جایی که بسته به میزان نفوذ تاریکی، نگرش و رفتار هماهنگِ فرد متفاوت خواهد بود.اما در حقیقت، این فرآیند فرصتی است برای ظهور تاریکیهای پنهان، تا امکان مشاهده و عبور از آنها فراهم آید. این همان معنای واقعی پوستاندازی است: آنچه ناکارآمد و فاسد است حذف میشود و تنها هستهٔ اصلی و سالم (نشان داده شده با ینگ ششم) باقی خواهد ماند.
در تحلیل ساختار سهخطی، کوه نماد انسانِ آگاه و زمین نماد تاریکی—یعنی افکار و احساسات مخرب یا مادیگرایانه—است. قرارگیری زمین در زیر کوه، به معنای وجود تاریکی در درون فرد است.ششخطی به عنوان یک کل، شکلی شبیه به کوه دارد، اما با آگاهی کمتر(یک ینگ به جای دو ینگ). در این حالت، امکان تسلط کامل بر افکار و احساسات (مانند وضعیت ۲۰) وجود ندارد و تنها بخشی از سطوح وجود فرد، آگاه و استوار باقی میماند.
ویژگیهای روانی-عملکردی
در این ساختار، زمین در پایین نشاندهندهٔ تسلیم بودن و پذیرش کامل در عمق جان فرد است. کوه در بالا نماد تسلط بر هوشیاری، افکار و احساسات است. بنابراین، فرد آنچه را در حال رخ دادن است را میپذیرد و تلاشی برای جلوگیری از جریان طبیعی آن نمیکند، اما همزمان، با حفظ تسلط بر ذهن و رفتار خویش، بینش درست و آگاهانهی خود را حفظ کرده و در تاریکی غرق نمیشود. برای چنین فردی، این وضعیت یک تهدید نیست، بلکه فرصتی برای رهایی از هر چیز ناکارآمد ــاز جمله دانش، فکر، فرد، رفتار و ...ــ است.به این ترتیب در زمان مناسب(سطح ۵ و ۶)، ورق برمیگردد و تمام تاریکیها به خدمت روشنایی در آمده و یا حذف خواهند شد. این معنای حقیقی «پوستکندن» است.
گفتارهای شش خطی 23