شش خطی 59
پراکندگی، ذوب شدن، محو شدن(Huàn)

اسامی دیگر:

حل شدگی، خود را فراموش کردن، رهایی از نفس، پخش شدن، جدا شدن، پراکندگی، حل و فصل، تجزیه و تحلیل، غلبه بر اختلافات، تجدید اتحاد، محو شدن، اصلاح مسیر، تطهیر

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 59 - پراکندگی، ذوب شدن، محو شدن(Huàn) از جدول یی چینگ

واکاوی و توضیح:

واژه‌شناسی و مفهوم کلیدی:

هوان در اصل به معنای «شکستن یخ، ذوب شدن و ناپدید گشتن» بوده است. ایده‌نگار این مفهوم، معنای اصلی آن را به روشنی نشان می‌دهد: در سمت چپ، سه‌خطی آب (☵) به صورت عمودی کشیده شده و در سمت راست، چاقویی است که قطعه یخی را دو‌نیم می‌کند و دو دست، این دو تکه یخ را از هم جدا می‌کنند.

به این ترتیب، در این فضا آنچه یخ‌زده و منجمد شده می‌شکند، ذوب می‌شود و محو می‌گردد. این نماد، پراکنده‌ساختن ساختارهای ذهنی ناکارآمد یا روابط نامناسب است و فرد، به یکپارچگی درونی و یگانگی با جهان بیرون باز می‌گردد.

ساختارشناسی: باد (☴) در بالا، آب (☵) در پایین

سه‌خطی پایینی آب (☵) است که ویژگی آن «خطر و سختی» و نماد روشنایی گرفتارشده در میان تاریکی است. این، همان تکاپوی ذهنی است که خطر و سختی ادامه‌دار ایجاد می‌کنند. سه‌خطی بالایی باد (☴) است که ویژگی آن «نفوذ نرم» است. این ساختار، به درون هوس‌ها و مقاومت‌های ذهنی نفوذ کرده و آن‌ها را ذوب می‌کند.

برای درک بهتر آب در پایین، مقایسه با دو وضعیت دیگر سودمند است: در شش‌خطی ۶ (کشمکش - آسمان در بالا و آب در پایین)، قدرت آسمان با هوس‌ها و خطاها به مشاجره برمی‌خاست و می‌کوشید آنها را به مسیر درست بازگرداند. در شش‌خطی ۴۰ (رهایی - تندر در بالا و آب در پایین)، فرد خطاها را می‌دید و به سرعت از آنها فاصله می‌گرفت. اما در هوان، باد با نرمی به تاریکی نفوذ می‌کند و آن را محو می‌سازد.

ویژگی‌های روانی-عملکردی:

این پراکندگیِ سازنده دو روی به ظاهر گوناگون، اما در باطن یکسان دارد:

پراکندگی ساختارهای ناکارآمد: فرد کینه‌ها، رنجش‌ها، گمان‌های بد، هوس‌ها و هر آنچه بذر جدایی کاشته را پراکنده می‌کند، تا بتواند به یکپارچگی درونی و وحدت بیرونی بازگردد.

پراکندگی چیزها و انسان‌های ناکارآمد: فرد شرایط و افرادی که مصداق ساختارهای ناکارآمد هستند را از خود دور کرده و پراکنده می‌کند تا به این یکپارچگی و وحدت بازگردد.

حالت‌های گوناگون در این مسیر را می‌توان اینگونه درک کرد:

در ابتدا، این افکار یا تأثیراتِ نامناسب ضعیف هستند و فرد می‌تواند از بینش درست پیروی کند.

دیگری با فرارفتن از خودخواهی و گام برداشتن در مسیر خدمت به جمع، به وحدت و یکپارچگی نزدیک می‌شود.

در حالتی متعالی‌تر، فرد به منظور خدمت به امری والا و پیوستن به آن، هرآنچه با این مسیر و هدف هماهنگ نیست را پراکنده می‌کند تا در این مسیر قدم گذارد.

آنگاه که فرد خود رشدیافته، قدرتمند، متعادل و درستکار شد، همچون فرماندهی قدرتمند در میان آشفتگی یا پادشاهی فرزانه در بالا، از این توان و جایگاه برای محو موانع و رسیدن به یکپارچگی استفاده می‌کند.

در بالاترین سطح نیز، فرد چون استادی دانا، از بالا و با حفظ فاصله، بدون آنکه مستقیماً درگیر آن باشد، سرپرست فرآیند پراکندگی و یکپارچه سازی می‌شود.

سیر معنایی:

فرد پس از شاد و غنی شدن در ۵۸، نیروی لازم برای محو کردن حالت‌های ذهنی که ایجاد انزوا و جدایی می‌کنند را به دست می‌آورد.


معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

بادی که بر روی آب وزش می‌کند، آن را پراکنده کرده و به شکل کف و مه تبدیل می‌کند. این نشان می‌دهد که وقتی انرژی حیاتی یک انسان درون او مسدود شود (که به عنوان اعلام خطر توسط ویژگی‌ سه‌خطی پایینی مطرح شده) نرمی و ملایمت برای شکستن و حل این مسدودیت مفید است.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

«حل شدگی(رهایی از نفس)». موفقیت. امپراطور به معبد نیاکانش نزدیک می‌شود. گذشتن از رودخانه بزرگ برای فرد هماهنگ و سودمند است. درستی و محکمی هماهنگ و سودمند است.

دغدغه این شش‌خطی هم مانند شش‌خطی «45 گردِ همایی»، جمع کردن عناصر پراکنده است. اینجا پراکنده کردن یا حل کردن موانع و تفرقه‌های درون فرد یا گروه مد نظر است که باعث انزوا و جدایی شده‌اند. این موانع یا تفرقه‌ها عموما به خاطر پیش‌داوری، بدگمانی، کژفهمی و سوءتعبیر ایجاد می‌شوند. آن‌ها را کنار بگذارید تا هم در درون و هم در بیرون، متحد باشید؛ چون این پراکندگی درونی و تفرقه بیرونی اصلی‌ترین دلیل رنج‌ در زندگی است. خاطر جمعی، انسجام درونی، یکپارچگی، وحدت و یگانگی نقطه‌ی مقابل تفرقه، پراکندگی و تناقض است. پراکندگی راه را برای گردهمایی نشان می‌دهد و این دلیل شباهت‌های دو نوشته است. گردهمایی‌های معنوی در مذاهب مختلف، به منظور پراکنده کردن و حل کردن همین موانع به کار می‌رفته است؛ این آیین‌ها با ایجاد نیروی عظیم جمعی، هوشیاری جمعی را به سطحی می‌رسانده که همه می‌توانستند یگانه بودن و وحدت داشتن همه چیز را درک کنند. معنای بعدی برای این شش‌خطی در مورد همکاری در انجام کارهای بزرگی است که انسان بزرگی به عهده گرفته تا خدمتی همگانی انجام دهد. با تمرکز بر این هدف، تفرقه‌ها کنار گذاشته می‌شوند و اتحاد شکل می‌گیرد.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

باد بر فراز آب می‌وزد: نگاره‌ی «حل شدگی(رهایی از نفس)». به این ترتیب پادشاهان باستانی به درگاه خداوند قربانی می‌کردند و معبد می‌ساختند.

مانند گرمای بهار که یخ‌های زمستانی را آب می‌کند، گرمای نور حقیقت -که از اصل و ذات زندگی نشئت می‌گیرد- سختی‌ها و خودخواهی‌ها را ذوب کرده و بار دیگر نیروی درونی انسان‌ها را برای به هم پیوستن بیدار می‌کند. تنها از راه ارتباط با حقیقت یگانه‌ای که درون هر چیز حاضر است –خواه به وسیله‌ی استاد معنوی‌تان، مراسم جمعی معنوی یا نماز و مراقبه- می‌توان این جدایی‌های ناشی از نفسانیت، حرص و طمع را برای همیشه از میان برداشت و یکپارچگی با جهان هستی را تجربه کرد.

گفتارهای شش خطی 59

به می‌پرستی از آن نقشِ خود زدم بر آب / که تا خراب کنم نقشِ خود پرستیدن - حافظ

تجربه‌ها و سوالات 59

هنوز گفت و گویی برای شش خطی 59 ثبت نشده

با ثبت تجربه و حتی پرسش خود به بهبود درک دیگران هم کمک کنید


متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

او با قدرت یک اسب کمک می‌کند.
خوش اقبالی.

تفسیر خط اول

این مهم است که بر جدایی‌ها در همان ابتدا و پیش از کامل شدن غلبه کرد – همانطور که پیش از اینکه ابرها طوفان و بارش به راه بیاندازند باید پراکنده شوند. در چنین مواقعی وقتی فاصله گرفتن‌های پنهانی در خلق و خو خود را نشان می‌دهند و منجر به کژفهمی‌های متقابل می‌شوند، تلاش‌های سریع و جدی برای حل این کژفهمی‌ها و بی‌اعتمادی‌های متقابل باید صورت بگیرد.

خط دوم:

در (هنگام) پراکندگی، او شتابان به سمت چیزی می‌رود که حمایتش می‌کند.
افسوس محو می‌شود.

تفسیر خط دوم

وقتی فرد درون خود آغاز بیگانگی و بیزاری از دیگران را کشف می‌کند که برخاسته از مردم گریزی و طبع بیمار است، باید برای حل این موانع برنامه‌ای تنظیم کند. او باید به خود انگیزه بدهد و درون خود را بیدار کند، و با سرعت به سمت چیزی برود که از او حمایت می‌کند. چنین حمایتی هرگز با داشتن نفرت یافت نمی‌شود، بلکه همواره با داشتن قضاوت‌های عادلانه و غیر افراطی از مردم و حفظ حسن نیت یافت می‌شود. اگر او چنین رویکرد بازی نسبت به انسان‌ها پیدا کند، در حالی که در همین زمان تمام طبع بیمار او حل شده است، دلیلی برای افسوس باقی نمی‌ماند.

خط سوم:

او خود را (در مسئله‌ی مورد نظر) حل می‌کند. افسوسی نیست.

تفسیر خط سوم

تحت شرایطی خاص، کار فرد ممکن است تا حدی سخت شود که خود را فراموش کند. او باید تمام خواسته‌های شخصی و هر چیزی که خود - من در مورد آن برای خود می‌خواهد را کنار گذاشته و پراکنده کند. تنها بر اساس این نفی بزرگ خود است که او می‌تواند نیروی لازم برای رسیدن به دستاوردهای بزرگ را داشته باشد. با هدف گذاری روی وظایف بزرگ بیرون از خود، او می‌تواند به این سطح برسد.

خط چهارم:

او پیوند با گروه خود را قطع می‌کند.
خوش‌اقبالی فوق‌العاده.
پراکندگی به نوبه‌ی خود، به انباشتگی منجر می‌شود.
این کاری است که انسان‌های معمولی حتی به آن فکر نمی‌کنند.

تفسیر خط چهارم

وقتی ما مشغول انجام وظیفه‌ای هستیم که نفع عمومی دارد، باید تمام دوستی‌های شخصی را کنار بگذاریم. تنها با فراتر رفتن از تمایلات گروهی است که به چیزی تعیین کننده دست می‌‌یابیم. کسی که شجاعت چشم پوشی از آنچه نزدیک است را دارد، پیروز آنچه دور از دسترس است می‌شود. اما برای درک این دیدگاه، باید دید وسیعی از پیوند‌های مرتبط و متقابل زندگی داشت، چیزی که تنها انسان‌های غیر معمولی می‌توانند به آن دست یابند.

خط پنجم:

فریادهای بلندش همچون عرق ریختن (که تب را برطرف می‌کند) حل کننده است.
حل شدگی! امپراطور بدون اینکه سرزنش شود پابرجا می‌ماند.

تفسیر خط پنجم

در زمان جدایی و پراکندگی همگانی، اندیشه‌ا‌ی بزرگ، یک نقطه‌ی کانونی برای منظم ساختن فرآیند بهبود فراهم می‌کند. درست مثل یک بیماری که با عرق ریختن به اوج بحران خود می‌رسد، به همین ترتیب، یک ایده‌ی بزرگ و محرک، یک رستگاری حقیقی در زمان بن‌بست‌های کلی است. این به مردم یک نقطه‌ی اتکا می‌دهد – فردی در جایگاه فرمانروا که می‌تواند تمام سوءتفاهم‌ها را برطرف کند.

خط ششم:

او خونش را پاک می‌کند.
جدا شدن، فاصله گرفتن و خارج شدن کار اشتباهی نیست.

تفسیر خط ششم

ایده‌ی پاک شدن خون فرد یعنی حل کردن مسئله‌ای که می‌توانست منجر به خونریزی و زخمی شدن شود، یعنی، پرهیز از خطر. اما اینجا منظور این نیست که فرد از سختی‌ها برای خودش فقط اجتناب کند، بلکه منظور این است که او نزدیکانش را نیز نجات دهد – کمک کند تا پیش از رسیدن خطر فرار کنند، یا از خطر موجود فاصله بگیرند، یا راهی برای رهای از خطری که هم‌اکنون با آن روبرو هستند پیدا کنند. به این شیوه او کار درست را انجام می‌دهد.