واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
هوان در اصل به معنای «شکستن یخ، ذوب شدن و ناپدید گشتن» بوده است. ایدهنگار این مفهوم، معنای اصلی آن را به روشنی نشان میدهد: در سمت چپ، سهخطی آب (☵) به صورت عمودی کشیده شده و در سمت راست، چاقویی است که قطعه یخی را دونیم میکند و دو دست، این دو تکه یخ را از هم جدا میکنند.
به این ترتیب، در این فضا آنچه یخزده و منجمد شده میشکند، ذوب میشود و محو میگردد. این نماد، پراکندهساختن ساختارهای ذهنی ناکارآمد یا روابط نامناسب است و فرد، به یکپارچگی درونی و یگانگی با جهان بیرون باز میگردد.
ساختارشناسی: باد (☴) در بالا، آب (☵) در پایین
سهخطی پایینی آب (☵) است که ویژگی آن «خطر و سختی» و نماد روشنایی گرفتارشده در میان تاریکی است. این، همان تکاپوی ذهنی است که خطر و سختی ادامهدار ایجاد میکنند. سهخطی بالایی باد (☴) است که ویژگی آن «نفوذ نرم» است. این ساختار، به درون هوسها و مقاومتهای ذهنی نفوذ کرده و آنها را ذوب میکند.
برای درک بهتر آب در پایین، مقایسه با دو وضعیت دیگر سودمند است: در ششخطی ۶ (کشمکش - آسمان در بالا و آب در پایین)، قدرت آسمان با هوسها و خطاها به مشاجره برمیخاست و میکوشید آنها را به مسیر درست بازگرداند. در ششخطی ۴۰ (رهایی - تندر در بالا و آب در پایین)، فرد خطاها را میدید و به سرعت از آنها فاصله میگرفت. اما در هوان، باد با نرمی به تاریکی نفوذ میکند و آن را محو میسازد.
ویژگیهای روانی-عملکردی:
این پراکندگیِ سازنده دو روی به ظاهر گوناگون، اما در باطن یکسان دارد:
پراکندگی ساختارهای ناکارآمد: فرد کینهها، رنجشها، گمانهای بد، هوسها و هر آنچه بذر جدایی کاشته را پراکنده میکند، تا بتواند به یکپارچگی درونی و وحدت بیرونی بازگردد.
پراکندگی چیزها و انسانهای ناکارآمد: فرد شرایط و افرادی که مصداق ساختارهای ناکارآمد هستند را از خود دور کرده و پراکنده میکند تا به این یکپارچگی و وحدت بازگردد.
حالتهای گوناگون در این مسیر را میتوان اینگونه درک کرد:
در ابتدا، این افکار یا تأثیراتِ نامناسب ضعیف هستند و فرد میتواند از بینش درست پیروی کند.
دیگری با فرارفتن از خودخواهی و گام برداشتن در مسیر خدمت به جمع، به وحدت و یکپارچگی نزدیک میشود.
در حالتی متعالیتر، فرد به منظور خدمت به امری والا و پیوستن به آن، هرآنچه با این مسیر و هدف هماهنگ نیست را پراکنده میکند تا در این مسیر قدم گذارد.
آنگاه که فرد خود رشدیافته، قدرتمند، متعادل و درستکار شد، همچون فرماندهی قدرتمند در میان آشفتگی یا پادشاهی فرزانه در بالا، از این توان و جایگاه برای محو موانع و رسیدن به یکپارچگی استفاده میکند.
در بالاترین سطح نیز، فرد چون استادی دانا، از بالا و با حفظ فاصله، بدون آنکه مستقیماً درگیر آن باشد، سرپرست فرآیند پراکندگی و یکپارچه سازی میشود.
سیر معنایی:
فرد پس از شاد و غنی شدن در ۵۸، نیروی لازم برای محو کردن حالتهای ذهنی که ایجاد انزوا و جدایی میکنند را به دست میآورد.
گفتارهای شش خطی 59