واژهشناسی و مفهوم کلیدی
ژونگ(Zhong) به معنای «هسته، درون، مرکز یا بههدفزدن» و فو(Fu) به معنای «پاکدلی، اطمینان، صداقت و قابلاتکا بودن» است.
بخش بالایی ایدهنگار، تصویر تیری است که به مرکز هدف اصابت کرده، از آن گذشته و در میان هدف مستقر شده است که نماد مرکز یا بههدفزدن است. بخش دیگر، تصویر مرغی است که جوجهٔ خود را نوازش میکند و نماد پاکی، صداقت و اتکاپذیری است.
این دو در کنار هم، درونیترین پاکی و خلوص را نشان میدهند که روشنایی و درخششی بینظیر به ارمغان آورده، فرد را کاملاً قابلاعتماد کرده و امکان برقراری روابط مؤثر و همدلانه را برای او فراهم آورده است. چنین فضای روشن، غنی و همدلانهای امکان انجام کارهای سخت و بزرگ را نیز ممکن میسازد.
ساختارشناسی: دریاچه (☱) در پایین، باد (☴) در بالا
ساختار این ششخطی، دو خط یین در مرکز و چهار خط ینگ در پیرامون آنهاست که در کنار هم، یک سهخطی آتش بزرگ را پدید میآورند. آتش، نماد شفافیت و هوشمندی ذهن، صفای قلب و فضایل اخلاقی درخشان است. چنین پاکی و درخششی برای همگان محسوس و تأثیرگذار است.
در ششخطی ۳۷، باد از آتش برمیخیزد. اما در اینجا، باد و شادی (دریاچه) هر دو در دل آتش بزرگ جای دارند و با آن دربر گرفته شدهاند. صداقت، عشق و صمیمیت آتش، آکنده از شادی و تعادل است و تأثیری نافذ و فراگیر دارد.
هستهٔ اصلی این آتش، آرامش ذهن است که در ایجینگ با «آرامنگهداشتن گاو» — نماد ذهن — نشان داده شده است (همانند داستان «گاو و دشت» در مثنوی). دریاچه و باد، هر دو امکان حفظ این آرامش و تعادل را برای آتش فراهم میکنند تا بهصورتی پایدار و گسترده بدرخشد.
ترکیب چوب(باد) بر روی دریا(دریاچه)، نماد کشتیِ استواری بر امواج آرام دریا است که میتواند از آب بزرگ عبور کند. بر اساس عرفان اسلامی، فرد پس از پاکسازی نفس از هوسها و پیمودن درست مسیر (که هماهنگ با مفاهیم ششخطی ۵۹ و ۶۰ است)، به «دریای اعظم» یا «دریای نور» راه مییابد؛ جایی که از هر آلودگی و شرکْ پاک میشود، درست مانند آنچه در حالت غایی ۶۱ تجربه میشود.
بخش پایانی «معراج مولوی» به همین حال اشاره دارد: «بحر ظلمت ماند از پس، بحر نور آمد به پیش / عقل گفتا: «بگذر از این تا رسی در یار، مست» // بر لب دریای اعظم کشتیای دیدم در او / احمد مرسل به حال و حیدر کرار مست // دست من بگرفت حیدر اندر آن کشتی نشاند / بگذرانیدم از آن دریای گوهر بار، مست».
ویژگیهای روانی-عملکردی
همنشینی آتش، دریاچه و باد، فرد را قادر میسازد تا انجام کارهای سخت و پرمخاطره نیز برای او ممکن و سودمند باشد.
پاکدلی، پرورشیافتگی و گرمای آتش، فضایی سرشار از محبت، پاکی و هوشمندی را در کل قلمرو ذهن و عملکرد فراهم میسازد. در این فضا، فرد بهطور ژرفی خودبسنده، شاد و غنی است و در عین هوشمندی و خودبسندگی، فرمانبردارانه و منعطف عمل میکند و میتواند برای رسیدن به هدف و پیمودن مسیر، سازگارانه و خستگیناپذیر استقامت میورزد. بدینسان میتواند بدون حیله یا خودخواهی، دیگران را درک کند، در قلب و ذهن آنها نفوذ کرده و ارتباطی مؤثر برقرار کند.
باید توجه داشت که سرچشمهٔ همهٔ این نیکیها، پاکی عمیق ذهن است؛ پس نباید با حیلهگری یا خودخواهی خدشهدار شود تا فرد از درستی خارج نگردد.
سطوح گوناگون این وضعیت نشان میدهد که در آغاز، فرد باید بکوشد تا رویش افکار، پاکی درونی او را خدشهدار نکنند. اینگونه به جایگاهی میرسد که تأثیری نادیدنی اما فراگیر و حقیقی بر همگان خواهد گذاشت.
اما اگر فرد وابسته به شرایط بیرونی باشد و بدون ثبات درونی، بر دیگران تکیه کند، وضعیت مناسبی را تجربه نخواهد کرد. با درک نامناسب بودن این وابستگی، میآموزد که باید بتواند مسیر درست خود را پیش گیرد، حتی اگر همراهان او بیراهه میروند. اینگونه به فردی متعادل، روشن و درستکار تبدیل میشود که قابلاعتماد است.
با این حال، این درستکاری و هوشمندی نباید به خودپسندیِ فردی بدل شود که بیپروا و گستاخانه رفتار میکند.
سیر معنایی:
فرد پس از ذوب و محو ساختارهای ناکارآمد ذهن(۵۹) و محکم شدن در مسیر درست از هر آلودگی پاک میشود.
گفتارهای شش خطی 61