شش خطی 61
صداقت ژرف، پاکی قلب، حقیقت درونی (Zhong Fu)

اسامی دیگر:

بینش درونی، شناخت خود، درک متقابل، صمیمیت درونی، گشودگی، راستی درونی، نماد صداقت جوهری، اعتماد به نفس درونی، راستی درونی، صداقت، بازگشت به درون، صداقت ذاتی، بینش، فهم، روانشناسی

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 61 - صداقت ژرف، پاکی قلب، حقیقت درونی (Zhong Fu) از جدول یی چینگ

واکاوی و توضیح:

واژه‌شناسی و مفهوم کلیدی

ژونگ(Zhong) به معنای «هسته، درون، مرکز یا به‌هدف‌زدن» و فو(Fu) به معنای «پاکدلی، اطمینان، صداقت و قابل‌اتکا بودن» است.
بخش بالایی ایده‌نگار، تصویر تیری است که به مرکز هدف اصابت کرده، از آن گذشته و در میان هدف مستقر شده است که نماد مرکز یا به‌هدف‌زدن است. بخش دیگر، تصویر مرغی است که جوجهٔ خود را نوازش می‌کند و نماد پاکی، صداقت و اتکاپذیری است.

این دو در کنار هم، درونی‌ترین پاکی و خلوص را نشان می‌دهند که روشنایی و درخششی بی‌نظیر به ارمغان آورده، فرد را کاملاً قابل‌اعتماد کرده و امکان برقراری روابط مؤثر و همدلانه را برای او فراهم آورده است. چنین فضای روشن، غنی و همدلانه‌ای امکان انجام کارهای سخت و بزرگ را نیز ممکن می‌سازد.

ساختارشناسی: دریاچه (☱) در پایین، باد (☴) در بالا

ساختار این شش‌خطی، دو خط یین در مرکز و چهار خط ینگ در پیرامون آنهاست که در کنار هم، یک سه‌خطی آتش بزرگ را پدید می‌آورند. آتش، نماد شفافیت و هوشمندی ذهن، صفای قلب و فضایل اخلاقی درخشان است. چنین پاکی و درخششی برای همگان محسوس و تأثیرگذار است.

در شش‌خطی ۳۷، باد از آتش برمی‌خیزد. اما در اینجا، باد و شادی (دریاچه) هر دو در دل آتش بزرگ جای دارند و با آن دربر گرفته شده‌اند. صداقت، عشق و صمیمیت آتش، آکنده از شادی و تعادل است و تأثیری نافذ و فراگیر دارد.
هستهٔ اصلی این آتش، آرامش ذهن است که در ای‌جینگ با «آرام‌نگهداشتن گاو» — نماد ذهن — نشان داده شده است (همانند داستان «گاو و دشت» در مثنوی). دریاچه و باد، هر دو امکان حفظ این آرامش و تعادل را برای آتش فراهم می‌کنند تا به‌صورتی پایدار و گسترده بدرخشد.

ترکیب چوب(باد) بر روی دریا(دریاچه)، نماد کشتیِ استواری بر امواج آرام دریا است که می‌تواند از آب‌ بزرگ عبور کند. بر اساس عرفان اسلامی، فرد پس از پاکسازی نفس از هوس‌ها و پیمودن درست مسیر (که هماهنگ با مفاهیم شش‌خطی ۵۹ و ۶۰ است)، به «دریای اعظم» یا «دریای نور» راه می‌یابد؛ جایی که از هر آلودگی و شرکْ پاک می‌شود، درست مانند آنچه در حالت غایی ۶۱ تجربه می‌شود.

بخش پایانی «معراج مولوی» به همین حال اشاره دارد: «بحر ظلمت ماند از پس، بحر نور آمد به پیش / عقل گفتا: «بگذر از این تا رسی در یار، مست» // بر لب دریای اعظم کشتی‌ای دیدم در او / احمد مرسل به حال و حیدر کرار مست // دست من بگرفت حیدر اندر آن کشتی نشاند / بگذرانیدم از آن دریای گوهر بار، مست».

ویژگی‌های روانی-عملکردی

همنشینی آتش، دریاچه و باد، فرد را قادر می‌سازد تا انجام کارهای سخت و پرمخاطره نیز برای او ممکن و سودمند باشد.

پاکدلی، پرورش‌یافتگی و گرمای آتش، فضایی سرشار از محبت، پاکی و هوشمندی را در کل قلمرو ذهن و عملکرد فراهم می‌سازد. در این فضا، فرد به‌طور ژرفی خودبسنده، شاد و غنی است و در عین هوشمندی و خودبسندگی، فرمانبردارانه و منعطف عمل می‌کند و می‌تواند برای رسیدن به هدف و پیمودن مسیر، سازگارانه و خستگی‌ناپذیر استقامت می‌ورزد. بدین‌سان می‌تواند بدون حیله یا خودخواهی، دیگران را درک کند، در قلب و ذهن آن‌ها نفوذ کرده و ارتباطی مؤثر برقرار کند.

باید توجه داشت که سرچشمهٔ همهٔ این نیکی‌ها، پاکی عمیق ذهن است؛ پس نباید با حیله‌گری یا خودخواهی خدشه‌دار شود تا فرد از درستی خارج نگردد.

سطوح گوناگون این وضعیت نشان می‌دهد که در آغاز، فرد باید بکوشد تا رویش افکار، پاکی درونی او را خدشه‌دار نکنند. اینگونه به جایگاهی می‌رسد که تأثیری نادیدنی اما فراگیر و حقیقی بر همگان خواهد گذاشت.

اما اگر فرد وابسته به شرایط بیرونی باشد و بدون ثبات درونی، بر دیگران تکیه کند، وضعیت مناسبی را تجربه نخواهد کرد. با درک نامناسب بودن این وابستگی، می‌آموزد که باید بتواند مسیر درست خود را پیش گیرد، حتی اگر همراهان او بیراهه می‌روند. اینگونه به فردی متعادل، روشن و درستکار تبدیل می‌شود که قابل‌اعتماد است.
با این حال، این درستکاری و هوشمندی نباید به خودپسندیِ فردی بدل شود که بی‌پروا و گستاخانه رفتار می‌کند.

سیر معنایی:

فرد پس از ذوب و محو ساختارهای ناکارآمد ذهن(۵۹) و محکم شدن در مسیر درست از هر آلودگی پاک می‌شود.


معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

باد روی دریاچه می وزد و سطح آب را تکان می دهد. بنابراین نیروی ناپیدا به واسطه‌ی تأثیراتش نمایان می‌شود. شش‌خطی از خطوط محکم در بالا و پایین تشکیل شده، در حالی که در مرکز باز است .این نشان دهنده قلبی عاری از تعصب و در نتیجه گشوده به روی حقیقت است. از سوی دیگر، هر یک از دو سه‌خطی یک خط محکم در وسط دارند. این خط محکم نشان دهنده نیروی «حقیقت درونی» در تأثیراتی است که آنها ایجاد می‌کنند. ویژگی‌های دو سه‌خطی عبارتند از: بالا: ملایمت، بردباری نسبت به فرودست. پایین: شادی در اطاعت از مافوق. چنین شرایطی اساس یک اعتماد متقابل را ایجاد می‌کند که رسیدن به دستاوردها را ممکن می‌کند. ویژگی «فو ("حقیقت")» در واقع تصویری از پای یک پرنده بر روی یک جوجه است که ایده‌ی تخم‌گذاری را القا می‌کند. در ابتدا درون تخم جوجه‌ای نیست. نیروی گرما بخشی باید در کار باشد تا به روند جوجه شدن تخم شتاب دهد. اما برای زندگی بخشیدن به تخم، شرط ابتدایی آن وجود جنین زنده(حقیقت درونی) درون آن است.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

«حقیقت درونی». خوک‌ها و ماهی‌ها. خوش اقبالی. گذر کردن از رودخانه بزرگ برای فرد هماهنگ و سودمند است. درستی و محکمی هماهنگ و سودمند است.

ماهی و خوک کم‌هوش‌ترین حیوانات هستند و به همین دلیل سخت‌ تأثیر می‌پذیرند. نیروی حقیقت درونی باید به اندازه‌ی کافی رشد کند تا بتواند بر چنین موجوداتی تأثیر بگذارد. تمام کلید موفقیت، پیدا کردن راه مناسب برای نزدیک شدن به طرف مقابل است. برای ایجاد ارتباط مؤثر با انسان‌هایی که سخت تأثیر می‌پذیرند، اول باید از غرور و زشتی‌های درونی پاک شد، سپس بدون مقاومت و در صلح، پذیرای گفتار فرد شد تا راحت آنچه در ذهن دارد را بیان کند. اینگونه راه ارتباط، درک و تأثیر گذاری بر او باز می‌شود و زمانی که این راه باز شد، آگاهی انسان خردمند، می‌تواند بر او تأثیر بگذارد. با چنین شیوه‌ای، هیچ مانع غیر قابل نفوذی پیش روی ما نخواهد بود و فرد می‌تواند در انجام کارهای خطرناکی که با گذشتن از رودخانه بزرگ به تصویر درآمده نیز موفق شود. این روش در این لحظه، نسبت به همه‌ی نیروهای موثر بر شما در اطرافتان صادق است و اینگونه می‌توانید ارتباطی مؤثر برقرار کنید. باید در نظر داشت که تنها پیوندهایی که بر اساس راستی و حقیقت بنا شده باشند پابرجا می‌مانند، نه علاقه‌ها و وابستگی‌های زودگذر و تغییر پذیر که پس از مدتی از بین می‌روند؛ و پس از برچیده شدن بستر مشترک علاقه‌های کاذب، هرچه پیوندها نزدیک‌تر باشند، تنفر بیشتری ایجاد می‌کنند.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

باد به روی دریاچه: نگاره‌ی «حقیقت درونی». به این ترتیب، انسان برتر بر سر جرم و جنایت‌ها گفتگو می‌کند تا اعدام و اجرای مجازات را به تعویق بیندازد.

در جایگاه قضاوت، بهتر است به دنبال نفوذ به درون طرف مقابل باشید تا او را درک کنید و با او همدردی کنید. در دوران چین باستان، عالی‌ترین حکم بخشش بوده است و ترسی از این ملایمت به خرج دادن در کار نبوده؛ چون تاثیر اخلاقی هدف سیستم قضایی آن‌ها بوده است.

گفتارهای شش خطی 61

کنفسیوس: در زیر آسمان، تنها کسی که دارای کامل‌ترین صداقت و اعتماد است، می‌تواند ذات راستین خود را به‌طور کامل شکوفا کند. اگر فردی بتواند ذات خود را پرورش دهد، می‌تواند ذات دیگران را نیز پرورش دهد. اگر بتواند ذات دیگران را پرورش دهد، می‌تواند ذات همه‌ی موجودات را پرورش دهد. در این مسیر، او قادر است در تحولات و پرورش‌گری‌های آسمان و زمین مشارکت کند و با آسمان و زمین یکی گردد.


هوآنگ: این شش‌خطی اصل پاکی(خلوص) و مورد اعتماد بودن را بیان می‌کند. چینیان باستان این دو را سرچشمه‌ی همه‌ی فضایل اخلاقی می‌دانستند. پاکی(خلوص) و اعتماد، مردم را به یکدیگر نزدیک می‌کند – این‌ها ریشه‌ی هماهنگی و همزیستی با دیگران هستند.

تجربه‌ها و سوالات 61

هنوز گفت و گویی برای شش خطی 61 ثبت نشده

با ثبت تجربه و حتی پرسش خود به بهبود درک دیگران هم کمک کنید


متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

آماده بودن خوش‌اقبالی می‌آورد.
اگر نقشه‌های پنهانی در کار باشد نگران کننده است.

تفسیر خط اول

نیروی حقیقت درونی کاملاً به ثبات و آمادگی درونی بستگی دارد. از این سطح ذهن است که رویکرد درست نسبت به جهان بیرون نشئت می‌گیرد. اما اگر فردی خود را مجبور به ایجاد روابط پنهانی از نوع خاص کند، این می‌تواند استقلال درونی او را سلب کند. هرچه اتکای او به حمایت دیگران بیشتر شود، ناراحتی و اضطراب او نسبت به برقرار ماندن این پیوندها بیشتر می‌شود. این ترتیب، آرامش درونی و نیروی حقیقت درونی از بین می‌رود.

خط دوم:

درنا از گوشه‌ای پنهان صدا می‌زند و فرزندش پاسخ می‌دهد:
پیمانه‌ای ناب دارم.
آن را با تو سهیم می‌شوم.

تفسیر خط دوم

این خط به تأثیر غیر ارادی ماهیت درونی یک انسان بر خویشاوندان (دارای روحیه‌ی نزدیک) اشاره دارد. درنا نیازی ندارد خود را بر فراز تپه‌ای نشان دهد، او می‌تواند کاملاً پنهان باشد وقتی دیگران را فرا می‌خواند؛ با اینحال فرزندش صدای او را می‌شنود. جایی که روحیه‌ی شادی دارد، جایی است که دوستی می‌آید تا پیمانه‌ای شراب نوش جان شود. این طنین در انسان‌ها از طریق جاذبه‌ی معنوی بیدار می‌شود. هرگاه احساسی با صداقت و راستی بیان شود، هرگاه عملی بیان روشن یک دیدگاه باشد، تأثیری رمز آلود و گسترده ایجاد می‌کند. در ابتدا بر کسانی که پذیرش درونی دارند اثر می‌کند. اما حلقه بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شود. ریشه‌ی تمام اثرها به ماهیت درونی فرد بستگی دارد: بروز حقیقی و قدرتمند در گفتار و کردار تأثیر عظیمی دارد. اثر آن چیزی نیست جز بازتاب آنچه از قلب فرد می‌جوشد. هر نیت و انگیزه‌ی تعیین شده‌ تنها امکان ایجاد چنین تأثیری را نابود می‌کند. کنفسیوس در مورد این خط می‌گوید: انسان برتر در اتاق خود می‌ماند. اگر واژه‌های او به خوبی گفته شوند، از فاصله‌ی هزار کیلومتری و بیشتر با کلام او موافقت می‌شود. پس در نزدیکان تا چه اندازه بیشتر است! اگر انسان برتر در اتاق خود بماند و کلام او به خوبی گفته نشود، از فاصله‌ی هزار کیلومتری و بیشتر با کلام او مخالفت می‌شود. پس در نزدیکان تا چه اندازه بیشتر است! واژه‌ها از خود شخص پیش می‌رود و تأثیرش را بر مردم می‌گذارد. کردار پیش دستان ما زاده می‌شوند و از دور قابل دیده شدن هستند. گفتار و کردار تیر و کمان انسان برتر هستند. همانطور که تیر و کمان حرکت می‌کنند، باخود افتخار یا سرافکندگی می‌آورند. از طریق گفتار و کردار انسان برتر آسمان و زمین را حرکت می‌دهد. پس حالا او نباید محتاط باشد؟

خط سوم:

او رفیقی پیدا می‌کند.
حالا او بر تبل می‌کوبد، حالا نمی‌کوبد.
حالا می‌گرید، حالا آواز می‌خواند.

تفسیر خط سوم

اینجا منشأ قدرت فرد درون او نیست بلکه در رابطه‌اش با دیگران است. مهم نیست آن‌ها چقدر به او نزدیک باشند، اگر مرکزیت او وابسته به آن‌ها باشد، بی‌گمان میان غم و شادی به این سو و آن سو نوسان می‌کند. از شادی به آسمان می‌رود، سپس تا سر حد مرگ اندوهگین می‌شود – این سرنوشت کسانی است که حال آن‌ها وابسته به کسانی است که عاشق آن‌ها هستند. اینجا ما تنها بیانیه‌ی این قانون را داریم. چه این وضعیت یک بداقبالی به حساب بیاید یا بالاترین حد شادی حاصل از عشق، به تشخیص ذهن شخص مربوطه واگذار می‌شود.

خط چهارم:

چیزی نمانده ماه کامل شود.
اسبِ دیگرْ بیراهه می‌رود.
خطایی نیست.

تفسیر خط چهارم

برای تشدید نیروی حقیقت درونی، شخص همواره باید رو به برتر از خود کند، کسی که می‌تواند از او روشنایی بگیرد، مثل ماه که نور خود را از خورشید می‌گیرد. به هر حال، این نیاز به حد مشخصی از تواضع دارد، مثل ماهی که هنوز کامل نشده است (و مستقیم در مقابل خورشید قرار نمی‌گیرد). درست زمانی که ماه کامل شود و مستقیماً مقابل خورشید قرار بگیرد، شروع به افول می‌کند. همانطور که از یک سو رو در روی منشأ نور باید خضوع و خشوع داشت، به همین شکل باید از سوی دیگر در میان مردم از دسته بندی و فرقه گرایی چشم‌پوشی کنیم. تنها با دنبال کردن مسیر خود بدون توجه به اطراف و اطرافیان، مثل اسبی که به جفت کنار خود نگاه نمی‌کند و به مسیر خود ادامه می‌دهد، فرد می‌تواند آزادی درونی خود را حفظ کند که به پیشرفت او در مسیر کمک می‌کند.

خط پنجم:

او حقیقت را یافته است، که (میان دیگران) پیوند ایجاد می‌کند.
سرزنشی نیست.

تفسیر خط پنجم

این فرمانروایی را توصیف می‌کند که تمام عناصر را با نیروی شخصیت خود کنار هم نگه داشته است. تنها وقتی قدرت شخصیت برای تأثیر گذاری روی کسانی که به او چشم دوخته‌اند کافی باشد است که او همانی است که باید باشد. نیروی تلقینی باید از درون فرمانروا بجوشد. او تمام پیروان خود را محکم به هم پیوند خواهد داد و متحد خواهد کرد. بدون وجود این نیروی مرکزی، تمام اتحاد بیرونی فریبی بیش نیست و در زمان حساس فرو می‌پاشد.

خط ششم:

بانگ خروس به آسمان می‌رسد.
ادامه دادن بد اقبالی به بار می‌آورد.

تفسیر خط ششم

خروس وابسته است. در طلوع بانگ سر می‌دهد. اما نمی‌تواند پرواز کند. تنها بانگ سر می‌دهد. فردی ممکن است روی کلمات حساب کند تا ایمان را برانگیزد. این در این لحظه می‌تواند موفق شود، اما اگر ادامه پیدا کند، عواقب بدی خواهد داشت.