شش خطی 52
ساکن چون کوه، تسلط بر ذهن، رُک‌گویی (Gen)

اسامی دیگر:

ژرف‌نگری، سکون، سکوت و آرامش درونی، ایستایی و حرکت به جا، مراقبه، ثابت ماندن، نماد بررسی و توقف، آرام کردن، آرامش، توقف، استراحت، مدیتیشن، بی‌عملی، ایستایی

متن اصلی و تفسیر ای چینگ - تصویر شش خطی 52 - ساکن چون کوه، تسلط بر ذهن، رُک‌گویی (Gen) از جدول یی چینگ

واکاوی و توضیح:

واژه‌شناسی و مفهوم کلیدی:

در گویش شمالی چینی، واژهٔ گِن به معنای «رُک‌گویی»، «صراحت» و «بی‌پرده‌بودن» است. ایده‌نگار آن، «چشمی» است که از «نزدیک» و «با دقتْ» چیزها را «مشاهده می‌کند». این ایده‌نگار به نمادی برای «حفظ سکون» تبدیل شد.

این وضعیت، نشان‌دهنده‌ی ذهنی ساکت، مشاهده‌گر و آگاه است: فردی با تشخیص درست که دچار سوگیری‌های ذهنی نیست و بی‌واهمه، صریح و بی‌پرده سخن می‌گوید یا عمل می‌کند.

ساختارشناسی: کوه (☶) در بالا، کوه (☶) در پایین

در سه‌خطی کوه، یک خط ینگ بر روی دو خط یین قرار گرفته است. این، نماد قرارگرفتن آگاهی بر فراز افکار و تسلط بر ذهن است.

خط ینگ بالایی در کوه، نشان از بسته‌بودن فرد نسبت به بیرون دارد که گاهی به معنای عدم انحراف از درستی، و گاهی به معنای سرسختی و خشک‌مغزی است.

دو خط یین در درون(زنانگی درونی شده)، پرورش‌یافتگی و پاکی ذهنی را نشان می‌دهند که به فضایل اخلاقی، سکون و سکوتِ عمیقی دست یافته است.

بر همین اساس، ویژگی‌های هماهنگ شامل فاصله داشتن از افکار، مشاهده‌ی چیزها همانگونه که هستند، تشخیص درست و بیان صریح و صادقانه است.

عدم انعطاف، پایبندی به قید و بندهای محدود کننده‌ی نابجا، ناآگاهی و لجبازی از ویژگی‌های ناهماهنگ در ساختار ذهنی «کوه» است که در خط سوم دیده می‌شود.

کوه در پایین، سکون درونی، و کوه در بالا، سکون و آرامش حاکم بر فضای بیرونی را نشان می‌دهد. این دو، آیینهٔ یکدیگرند: سکون درونی در بیرون منعکس می‌شود و آرامش بیرونی در درون یافت می‌شود.
(برای درک بهتر «کوه»، به شش‌خطی ۲۰ — که نماد یک کوه بزرگ است — رجوع کنید.)

ویژگی‌های روانی-عملکردی

فرد در این وضعیت ذهن‌آگاه، حق‌بین و استوار است، طوری که اسیر افکار خود یا خوشایند دیگران نیست. به این ترتیب در آگاهی و حال مستقر شده و از آن خارج نمی‌شود.

از این رو، درستی و هماهنگی را به وضوح تشخیص می‌دهد و تعاملش با جهان بیرون، سنجیده، به‌جا و مبتنی بر این تشخیص درست است، بدون اینکه افکار یا قضاوت مردم او را از مسیر درست خارج کنند. 

با این حال، طبیعتاً، همه به قلهٔ کوه نرسیده‌اند:
عده‌ای در آغاز راه هستند و باید تلاش کنند تا با جریان افکار همراه نشوند و ذهن‌آگاهی را در خود پرورش دهند.

برخی، گرچه نسبتاً در این مسیر رشد کرده‌اند و تشخیص درستی دارند، اما امکان کمک به دیگرانی که سرسختانه به تشخیص غلط خود چسبیده‌اند را ندارند. آسیب اصلی شیوه‌ی «کوه»، همین سرسختی، عدم انعطاف و عدم‌پذیرش است؛ زمانی که فرد با وجود تشخیص نادرست، سرسختانه اجازه‌ی دریافت کمک یا دیدن واقعیت دیگری را به خود نمی‌دهد.

هنگامی که این ذهن‌آگاهی به خوبی پرورش یافت، فرد به قله نزدیک شده و دچار خطا و اشتباه نمی‌شود. در این مرحله، گفتار و کردارش آگاهانه و هماهنگ است و به جهان پیرامون نیز، نظم و هماهنگی می‌بخشد.

 سیر معنایی:

این وضعیت نشان‌دهنده‌ی آرامش پس از طوفان است. پس از تندری مهیب که تمام ساختارهای ذهنی را به لرزه درآورده و شناخت و پاکسازی ذهن به شیوه‌ی تندر تجربه می‌شود(۵۱)، فرد به خوبی پرورش‌یافته و به سکونی ژرف دست می‌یابد که به او امکان مشاهده‌ی آگاهانه و آرام را می‌دهد(۵۲). این دو مکمل یکدیگرند.


معرفی، سنجش، تصویر و خطوط بر اساس توضیحات ریچارد ویلهلم


معرفی شش خطی

تصویر این شش‌خطی «کوه» است، جوان‌ترین پسر آسمان و زمین. اصل مردانگی در بالا قرار گرفته، چون ذاتاً به بالا تمایل دارد. اصل زنانگی پایین است، چون جهت حرکت آن رو به پایین است. از این رو استراحت در کار است چون حرکت به انتهای شرایط عادی خود رسیده است. در کاربرد آن برای انسان، شش‌خطی به مسئله‌ی رسیدن به قلبی ساکت می‌پردازد. آوردن سکوت به قلب کار بسیار سختی است. در حالی که بودیسم به دنبال آرام گرفتن از طریق فرو نشاندن تمام حرکت‌ها در نیروانا است، ای جینگ این نگاه را دارد که حرکت و سکون صرفاً حالتی دو قطبی است که مکمل یکدیگر هستند. احتمالاً کلمات این نوشته دستورالعمل‌هایی برای تمرین یوگا را نشان می‌دهد.

سنجش شش‌خطی:

از «ون‌وانگ (شاه ون)» نگارنده‌ی ای‌جینگ (~سده‌ی نه تا یازدهم پیش از میلاد)

«ساکن ماندن». کمرش را ساکن نگه می‌دارد به طوری که او دیگر بدنش را حس نمی‌کند. او به داخل حیاط خودش می‌رود و توجهی به مردم نمی‌کند. سرزنشی در کار نیست.

سکون حقیقی یعنی ساکن ماندن هنگامی که زمان سکون فرا می‌رسد، و پیش رفتن (حرکت) هنگامی که زمان پیش رفتن است. به این شیوه حرکت و سکون هماهنگ با مقتضیات زمانه خواهند بود و از این رو نور در زندگی جریان می‌یابد. این شش‌خطی ابتدا و پایان همه‌ی حرکات را برجسته می‌کند. از کمر نام برده شده چون رشته‌های نورونی که حرکت را ایجاد می‌کنند در کمر قرار دارند. اگر حرکت این عصب‌های نخاعی به سکون برسند، نفْس با تمام بی‌قراری‌اش، چنان زمانی که نبوده ناپدید می‌شود. به این ترتیب وقتی انسانی آرام می‌شود می‌تواند به جهان بیرون روی بیاورد. او دیگر در بیرون کلنجار و غوغای تک تک موجودات را نمی‌بیند، و از این رو او به راستی دارای آرامش ذهن است که لازمه‌ی فهم قوانین بزرگ جهان هستی و هماهنگ زندگی کردن با آن است. هر کسی که رفتارهای او برخاسته از چنین سطح عمیقی باشد مرتکب اشتباه نمی‌شود.

تصویر شش‌خطی:

منسوب به «کنفسیوس» (~سده‌ی ششم تا پنجم پیش از میلاد)

کوه‌ها نزدیک یکدیگر ایستاده‌اند: نگاره‌ی «ساکن ماندن». به این ترتیب انسان برتر اجازه نمی‌دهد افکارش به فراتر از وضعیتی برود که در آن قرار دارد.

قلب دائماً در حال فکر کردن است*. این چیزی است که نمی‌توان تغییرش داد، اما حرکت‌های قلب – دریافت‌های قلب و افکار و تکانه‌های آن– باید محدود به وضعیت موجود شوند. همه‌ی افکاری که خارج از این باشند قلب را به درد می‌آورند. *در سال ۱۹۹۱ دکتر آرمور کشف کرد که قلب سیستم عصبی مستقل از مغز دارد. در سال‌های اخیر کشف شده که داده‌های منتقل شده از قلب به مغز چندین برابر داده‌هایی است که مغز به قلب می‌فرستد. همچنین قلب از لحاظ نیروی الکتریکی ۶۰ برابر و انرژی مغناطیسی آن ۵۰۰۰ برابر مغز است که تأثیر قابل توجهی روی بدن در سطح سلولی می‌گذارد.

گفتارهای شش خطی 52

هوآنگ: کلیدِ موفقیت آن است که در زمانِ شایسته، پیش رفت و در زمانِ مقتضی، بازایستاد. هر کنش باید با زمان و موقعیت سازگار باشد. هیچ‌گاه نباید به‌صورت ذهنی و کورکورانه عمل کرد. آرمیدگی به معنای آرامش و پایداری است. این یکی از مراحلِ پیشرفت است. پیشروی و آرمیدگی مکمل یکدیگرند. آرمیدگی آماده‌سازیِ خویش برای یک پیشرفتِ جدید است.

تجربه‌ها و سوالات 52

بیا درون من خودت را بشوی
سرآمد این تعمید هر چه باشد
سرشتی است که ازدستان ما بالا تر است
...
بیشتر

متن اصلی خطوط از «وو‌وانگ» (پسر شاه‌ون) و «دوک ژو» (برادر کوچک‌تر شاه‌ون)، که پس از درگذشت وی به کتاب افزوده شد
(~سده‌ی یازدهم پیش از میلاد)


خط اول:

او شصت پا را ساکن نگه می‌دارد.
سرزنشی نیست.
درستی و محکمی ادامه‌دار هماهنگ و سودمند است.

تفسیر خط اول

ساکن نگه داشتن شصت‌های پا یعنی توقف و تأملْ پیش از حرکت. آغازْ زمان اشتباهات کمی است. در آن زمان فرد هنوز در هماهنگی با معصومیت آغازین قرار دارد. هنوز تحت تأثیر هوس‌ها و علاقه‌مندی‌های تیره کننده قرار نگرفته است و به صورت شهودی چیزها را همانطور می‌بیند که حقیقتاً هستند. انسانی که در آغاز توقف کوتاهی می‌کند، تا زمانی که حقیقت را کنار نگذاشته باشد مسیر درست را پیدا می‌کند. اما برای جلوگیری از بی‌تصمیمی و از دست رفتن عزم و اراده، داشتن استواری پایدار لازم است.

خط دوم:

او ساق پاهایش را بی‌حرکت نگه می‌دارد.
او توانایی نجات دادن کسی که از او پیروی می‌کند را ندارد (و به این خاطر) قلبش شاد نیست.

تفسیر خط دوم

ساق پا نمی‌تواند به خودی خود حرکت کند؛ او به حرکت کل بدن وابسته است. اگر در حال حرکت یک پا ناگهان از حرکت بایستد، ادامه پیدا کردن حرکت بدن منجر به زمین خوردن فرد می‌شود. وقتی کسی در خدمت فردی قدرتمند‌تر از خودش باشد چنین چیزی صادق است. او در مسیر کشیده می‌شود و حتی اگر بتواند خود را در مسیر نادرست متوقف کند، نمی‌تواند دیگری را در حرکت قدرتمندش متوقف کند. وقتی ارباب به جلو فشار می‌آورد، خدمتگزار او هر چقدر هم نیت خوبی داشته باشد نمی‌تواند او را نجات دهد.

خط سوم:

او باسنش را بی‌حرکت نگه‌ می‌دارد و استخوان خاجی‌اش را سفت می‌کند.
این کار خطرناک است و قلبش را خفه می‌کند.

تفسیر خط سوم

این خط به سکوت زوری می‌پردازد. بی‌قراری قلب با فشارهای خارجی سرکوب و ساکت شده است. اما وقتی آتش خفه می‌شود، دود ناخوشایند تولید می‌کند که هنگام پخش شدن حالت خفگی ایجاد می‌کند. از این رو در تمرینات مدیتیشن، نباید با زور به دنبال رسیدن به نتیجه بود. در عوض، آرامش باید به طور طبیعی از تسلط بر نفس و آرامش درونی ایجاد شود. اگر فرد سرسختانه تلاش کند با ابزار ساختگی آرامش را القا کند، مدیتیشن منجر به نتایج ناگوار می‌شود.

خط چهارم:

او تن‌ خود را بی‌حرکت نگه می‌دارد. سرزنشی در این کار نیست.

تفسیر خط چهارم

همانطور که در سنجش شش‌خطی به آن اشاره شد، آرام نگه داشتن کمر یعنی فراموش کردن نفسْ. این بالاترین سطح آرامش است. اینجا هنوز این سطح به دست نیامده: فرد در این مورد، گرچه می‌تواند نفسْ را با تمام افکار و بی‌قراری‌اش آرام نگه دارد، اما هنوز کاملاً از سلطه‌ی آن رها نشده است. با این حال، قلب را آرام نگه داشتن عملکرد مهمی است و در آخر منجر به محو شدن کامل انگیزه‌های نفسانی می‌شود. گرچه در این نقطه فرد کاملاً از شک و بی‌قراری رها نشده است، این چارچوب ذهنی که به سطح نهایی (سکوت و آرامش) منجر می‌شود، اشتباه نیست.

خط پنجم:

او فک خود را بی‌حرکت نگه می‌دارد. کلمات او منظم هستند و نظم ایجاد می‌کنند. (به این ترتیب) پشیمانی و افسوس محو می‌شود.

تفسیر خط پنجم

یک انسان در وضعیت خطر، مخصوصاً وقتی شایستگی‌های او متناسب با وضعیت موجود نیست، تمایل بسیاری به پر حرفی و شوخی‌های گستاخانه پیدا می‌کند. اما حرف‌های نابخردانه به راحتی باعث می‌شود تا دلایل بیشتری برای پشیمانی و افسوس داشته باشیم. به هرحال، اگر کسی مراقب سخن گفتن خود باشد، سخنان او ساختار روشن هر چه بیشتری پیدا می‌کند، و هر دلیلی برای پشیمانی از میان می‌رود.

خط ششم:

قلب شریف او آرام می‌گیرد.
خوش اقبالی.

تفسیر خط ششم

این نشانه‌ی به کمال رسیدن تلاش‌هایی است که به دنبال دستیابی به آرامش بودند. فرد در آرامش است، نه صرفاً ارامشی کم و محدود نسبت به مسائل جزئی، بلکه فرد نسبت به کل زندگی یک کناره‌گیری همه‌جانبه(عدم وابستگی) اتخاذ کرده و این باعث شده هنگام ارتباط با هر جزء زندگی آرامش داشته و خوش‌اقبال باشد.