واژهشناسی و مفهوم کلیدی:
در گویش شمالی چینی، واژهٔ گِن به معنای «رُکگویی»، «صراحت» و «بیپردهبودن» است. ایدهنگار آن، «چشمی» است که از «نزدیک» و «با دقتْ» چیزها را «مشاهده میکند». این ایدهنگار به نمادی برای «حفظ سکون» تبدیل شد.
این وضعیت، نشاندهندهی ذهنی ساکت، مشاهدهگر و آگاه است: فردی با تشخیص درست که دچار سوگیریهای ذهنی نیست و بیواهمه، صریح و بیپرده سخن میگوید یا عمل میکند.
ساختارشناسی: کوه (☶) در بالا، کوه (☶) در پایین
در سهخطی کوه، یک خط ینگ بر روی دو خط یین قرار گرفته است. این، نماد قرارگرفتن آگاهی بر فراز افکار و تسلط بر ذهن است.
خط ینگ بالایی در کوه، نشان از بستهبودن فرد نسبت به بیرون دارد که گاهی به معنای عدم انحراف از درستی، و گاهی به معنای سرسختی و خشکمغزی است.
دو خط یین در درون(زنانگی درونی شده)، پرورشیافتگی و پاکی ذهنی را نشان میدهند که به فضایل اخلاقی، سکون و سکوتِ عمیقی دست یافته است.
بر همین اساس، ویژگیهای هماهنگ شامل فاصله داشتن از افکار، مشاهدهی چیزها همانگونه که هستند، تشخیص درست و بیان صریح و صادقانه است.
عدم انعطاف، پایبندی به قید و بندهای محدود کنندهی نابجا، ناآگاهی و لجبازی از ویژگیهای ناهماهنگ در ساختار ذهنی «کوه» است که در خط سوم دیده میشود.
کوه در پایین، سکون درونی، و کوه در بالا، سکون و آرامش حاکم بر فضای بیرونی را نشان میدهد. این دو، آیینهٔ یکدیگرند: سکون درونی در بیرون منعکس میشود و آرامش بیرونی در درون یافت میشود.
(برای درک بهتر «کوه»، به ششخطی ۲۰ — که نماد یک کوه بزرگ است — رجوع کنید.)
ویژگیهای روانی-عملکردی
فرد در این وضعیت ذهنآگاه، حقبین و استوار است، طوری که اسیر افکار خود یا خوشایند دیگران نیست. به این ترتیب در آگاهی و حال مستقر شده و از آن خارج نمیشود.
از این رو، درستی و هماهنگی را به وضوح تشخیص میدهد و تعاملش با جهان بیرون، سنجیده، بهجا و مبتنی بر این تشخیص درست است، بدون اینکه افکار یا قضاوت مردم او را از مسیر درست خارج کنند.
با این حال، طبیعتاً، همه به قلهٔ کوه نرسیدهاند:
عدهای در آغاز راه هستند و باید تلاش کنند تا با جریان افکار همراه نشوند و ذهنآگاهی را در خود پرورش دهند.
برخی، گرچه نسبتاً در این مسیر رشد کردهاند و تشخیص درستی دارند، اما امکان کمک به دیگرانی که سرسختانه به تشخیص غلط خود چسبیدهاند را ندارند. آسیب اصلی شیوهی «کوه»، همین سرسختی، عدم انعطاف و عدمپذیرش است؛ زمانی که فرد با وجود تشخیص نادرست، سرسختانه اجازهی دریافت کمک یا دیدن واقعیت دیگری را به خود نمیدهد.
هنگامی که این ذهنآگاهی به خوبی پرورش یافت، فرد به قله نزدیک شده و دچار خطا و اشتباه نمیشود. در این مرحله، گفتار و کردارش آگاهانه و هماهنگ است و به جهان پیرامون نیز، نظم و هماهنگی میبخشد.
سیر معنایی:
این وضعیت نشاندهندهی آرامش پس از طوفان است. پس از تندری مهیب که تمام ساختارهای ذهنی را به لرزه درآورده و شناخت و پاکسازی ذهن به شیوهی تندر تجربه میشود(۵۱)، فرد به خوبی پرورشیافته و به سکونی ژرف دست مییابد که به او امکان مشاهدهی آگاهانه و آرام را میدهد(۵۲). این دو مکمل یکدیگرند.
گفتارهای شش خطی 52